ساجده برای نوشتهی قبلی یادداشت گذاشته که:
من میگم خیلی خوبه ها ... ولی نگاه کنید چندتا از پستهای اخیرتون مچگیری بوده و انهدام افراد. من میترسم حرف بزنم از من هم سوتی بگیرین :))
۱- به دو دلیل عمده، اکثریت نوشتههای اخیرم مچگیری بوده است. اول اینکه میخوام کوتاه بنویسم و دوم اینکه اصولا تربیت شدم برای نکته پیدا کردن و گیر دادن. یعنی اینکه شغلم اینه!
۲- "انهدام" رو قبول ندارم. از نظر تو گوشزد کردن اشتباه دیگران انهدام محسوب میشه؟ ضمنا توجه کن که در اکثر موارد (به جز قوچانی) تقریبا اظهار نظری در مورد نوشته نکردم و فقط مورد را برجسته کردم.
۳-"افراد" رو هم قبول ندارم. به این دلیل که در اکثر موارد از "فردی" اسم نبردهام.
۴- فکر میکنم سیستم به آدمهای مچگیر نیاز داره. شما هرچی هزینهی سوتی دادن را برای کسی که یک تریبون در اختیار داره، را بالا ببرید احتمال سوتی دادن را پایین میآرید. مثلا در مورد قوچانی، اگر واقعا این سوتیش توی چشم میاومد کمترین فایدهاش این بود که از ترس هزینهای که باید بده نوشتههاشو قبل از انتشار میداد چندتا آدم باسواد بخونن.
۵- این یک واقعیت است که در فرهنگ ما نه تنها حرف باد هواست٬ نوشته هم باد هواست یعنی مسوولیت خاصی دنبالش نیست. بهترین روشی که برای مسوولیتپذیر کردن مردم میشناسم برجسته کردن اشتباهات و بالا بردن هزینهی آن است.
۶- دکتر منصوری یک بار حدود سال ۷۸ در یک سخنرانی گفت این انتقادهایی که من میکنم معنیش این نیست که اگر کار را بدن دست من اوضاع بهتر میشه (که البته وقتی دادند، شد!) نه احتمالا بدتر میشه. مقام منتقد با مجری متفاوت است. و هر دو برای سیستم لازماند. هر چند به قول حامد دچار تورم منتقد هستیم.
۷- در مورد خودم میتونم بگم که تجربیات مدیریتم چندان درخشان نیست و سلایق و استعدادهام، بیشتر به منتقد بودن نزدیک است تا مجری بودن.
۸- چرا "میترسی" که ازت مچ بگیرم؟ اگر آدم این شانس را داشته باشه که مچش تا ابد گرفته نشه که خیلی خوبه! ولی چون عملی نیست هرچه سریعتر و دوستانهتر گیر بیفته، بهتره.
۹- تا حالا حاشیهنویسهای من روی نوشتههایی که ویرایش کردهام را دیدهای؟
۱۰- ولی دلیل اصلیش اینه که کوتاه میشه نوشت!
پی نوشت: از یک چند نفری می خوام تشکر کنم. از مازیار و سانلی که علیرغم اختلاف نظرهایی که بعضی وقتها در کار با هم داریم، داد و بیداد سر جلسه را با چیزهای دیگر (مثل روابط دوستانهمون) قاطی نمیکنن. و از رییسم که با وجود موقعیت برتری که نسبت به من دارد، من را به نقد خشن و بی رحمانهاش ترغیب و تشویق می کند.
